نویسنده : رضا لاهیجی – کارشناس ارشد طراحی صنعتی از دانشگاه تهران

۱٫ مقدمه و تعاریف کلی:
شهر یک اثر هنری بزرگ است که آفرینندگانی به وسعت خود و به تعداد جمعیتش دارد « هدف غایی یک شهر ایجاد محیطی خلاق و پرونده برای مردمی است که در آن زندگی می کنند» چنین محیطی با گوناگونی بسیار ،آزادی انتخاب به افراد می دهد و زمینه خلاقیت را فراهم می آورد، فضای شهر حداکثر ارتباط را با مردم و زیستگاه پیرامونشان برقرار می سازد و تنها یک وسیله برای در اختیار گذاردن تمام این ها دردست دارد: امکانات مناسب شهری .


در فضای میان ساختمانها و بناها ، عناصر مکملی نیاز است تا زندگی شهری را سامان بخشد ، تجهیزاتی که همچون اثاث یک خانه ، امکان زندگی را در فضای محصور میان سنگ و بتن و شیشه فراهم آورد. این اجزاء، جریان حرکت ، سکون ، تفریح و اضطراب را در شهر تنظیم می کنند و به آن روح می بخشند. اثاثه، تجهیزات یا مبلمان شهری ، خیابانی یا فضای باز اصطلاحات رایج این تسهیلات و امکانات هستند . این تسهیلات در انگلستان بیشتر به « مبلمان خیابانی » و در امریکا به « مبلمان همگانی » با «مبلمان فضای باز» معروف هستند. « اثاثه ، جمع اثاث به معنای وسایل و لوازم زندگی است . تجهیزات ، جمع تجهیز ، در مفهوم آراستن و بسیج کردن و بیشتر به وسایل و ساز و برگ نظامی اطلاق می شود. مبلمان واژه فرانسوی به معنای مجموعه اثاثه و دکوراسیون یک محل است .»
رایج ترین ترکیب فوق « مبلمان شهری » است که می تواند در بردارنده مفاهیم ضمنی نیز باشد . دامنه مفهومی و کاربردی این واژه بسیار گسترده است . مبلمان شهری به مجموعه وسیعی از وسایل ، اشیاء، دستگاهها ، نمادها ، خرده بناها ، فضاها و عناصری گفته می شود که چون در شهر و خیابان و در کل در فضای باز نصب شده اند و استفاده عمومی دارند، به این اصطلاح معروف شده اند.
امروزه مشکل اصلی تهران بزرگ در دو بعد حرکت شهری(سواره و پیاده) و مشکلات ادراک و رفتار در منظر شهری قابل بررسی است.
بنابراین وظیفه و مسئولیت خطیری برای برنامه‌ریزی،ساماندهی،آرام‌سازی و بهسازی فضا و تجهیزات شهری بر دوش مسئولین ، مدیران ، طراحان و هنرمندان ایرانی میباشد.

ساختار برنامه ای که میتواند شهر را از هر دو بعد منظر شهری و حرکت در شهر ساماندهی نماید به دو بخش اصلی تقسیم‌بندی میشود:
۱-طراحی محیطی و نمای شهری :

فضا سازی،محوطه سازی،کف سازی،پیاده‌راه‌سازی،نقاشی دیواری،مرمت،نورپردازی،پاکسازی جداره‌های شهری و نما سازی،احیاء بافتهای با ارزش تاریخی،فرهنگی،معماری و کاربردهای شهری،آرام‌سازی و…..
۲-مبلمان و تجهیزات شهری :

شامل کلیه ملزومات و اثاثیه شهری که در محیط شهر قرار میگیرند و بیش از یکصد عنوان تقسیم بندی میشود؛ از نرده و میله‌های راه بند و روشنایی گرفته تا ایستگاههای اتوبوس، سرویسهای بهداشتی، تابلوها، بیلبوردهای تبلیغاتی، سطل زباله و پلهای عابر پیاده.
تقسیم بندی عناصر مبلمان شهری بصورتهای مختلفی عنوان شده ولی در کل میتوان انرا در چهارگروه اصلی معرفی نمود :
الف- مبلمان خیابانی
ب- مبلمان پارکی
ج- مبلمان ترافیکی
د- سازه‌های اطلاع رسانی و تبلیغاتی

امروزه تجربه و کاربرد عناصر شهری نشان داده که استفاده از تجهیزات و مبلمان مناسب تا چد میتواند اثر مثبتی بر روی شهروندان و استفاده کنندگان از محیطهای شهری داشته باشد. بطور مثال طراحی نشیمن مناسب به مردم این امکان را میدهد که در فرصتهای لازم از نشستن و دیدن فضای شهری لذت برده و حتی ارتباط اجتماعی و کلامی با یکدیگر برقرار نمایند.
پژوهشهای شهری و زیست محیطی نشان میدهد که استفاده کنندگان و عموم مردم خواستار چند منظوره بودن تجهیزات شهری و زیباسازی هرچه بیشتر آن هستند بطوریکه بصورت یک سمبل یا نماد و حجم شهری در آمده و متناسب با طراحی زیبای اتومبیلها و محصولات مدرن به توقعات زیبایی شناسانه مردم و نیازهای دنیای امروز نیز جواب دهد . به همین دلیل در سراسر جهان مطالعات و مسابقات بسیاری در زمینه طراحی بهینه مبلمان شهری صورت میگیرد.

اهمیت توجه به هویت و فرهنگ
با رشد شهرها و حومه‏ها، گرایشی افراطی در یک شکل کردن چهره شهری به وجود آمده است، به گونه‏ای که اغلب تفاوت کمی در روحیه مبلمان نقاط مختلف شهر یا حتی گاهی میان چند کشور دیده میشود. حال آن که هنوز هم جذاب‏ترین و به یاد ماندنی‏ترین محله‏ها آنهایی هستند که با شکل و شمایل ویژه و مختص به خود در خاطره‏ها جای می‏گیرند و شاید از همین روست که در کوششهای جدید برای نوسازی و ساماندهی شهرها به این خصوصیات توجه بسیار میشود :
• از دیدگاه طراحان، انتخاب و طراحی مناسب مبلمان شهری، حفظ هویت مکان و نمود بیشتر آن را ممکن می‏سازد. این برخورد در احیای مناطق تاریخی و سنتی بسیار موثر است
• اگر دخالت در شهر به تزیینات سطحی محدود نشود ، باید میان بافت اجتماعی و فضای شهر توازنی ایجاد کرد.
• آنگاه که بافت اجتماعی مکانی تثبیت شده و در میان ساکنانش مفهوم شهر نشینی، ریشه‏ای عمیق دواند، میتوان به ساختارهایی مکمل در سیما و منظر آن پرداخت و شرایط را برای حفظ محیط و رفاه اهالی‏اش مهیا کرد.
• به اتکای همین بافت اجتماعی تثبیت شده و ریشه‏دار میتوان در مدت زمانی کافی و با روشی پویا، خیابانهای محله و شهر را به گونه‏ای مجهز کرد که بازتاب فرهنگ آن باشد.
در حقیقت , فراهم آوردن امکان بهره‏وری رفاهی و زیبایی شناختی از محیط زیست، به معنای ارج نهادن به زندگی و ارزشهای تمدن است .
یکی از دلایل مهم بی هویتی تهران، عدم توجه به تفاوتهای موجود بین فضاهای مختلف شهری، اکتفا نمودن به طرحهای یکنواخت و به اصطلاح استاندارد و پرداختن به ظرفیتهای مفهومی است بدون در نظر گرفتن ارزشهای زیباشناسی شهری و هنری , و بسنده نمودن به امکانات تولید وصنعت آنهم از نوع ابتدایی ترین آن.

ارزشهای عملکردی و زیباشناختی شهری، از طریق برخورد مجزا و مشخص با هر یک از فضاهای خرد و کلان ایجاد میشود.
پرداختن کلی به فضاهای شهری و همه چیز را با یک دید نگاه کردن بمعنای نفی تک تک ارزشها میباشد.
• شاید بنیادی‏ترین اقدامی که میتواند در کنار ساماندهی مبلمان شهری، بافت شهر را از نظر کیفی به وضعیت مطلوب نزدیک سازد، رعایت موارد زیر باشد :
تهیه الگوها،
ضوابط قابل انعطاف و سنجیده برای بهسازی و توسعه،
آینده نگری هوشمندانه .
ما باید آینده نگری کنیم و آینده نگری نیاز به کوشش سه گانه دارد :
پژوهشگری / سیاستگزاری / برنامه ریزی .
مبلمان شهری

قسمت دوم:
ابداع خانواده‏ای قابل توسعه از مبلمان شهری که اتصالات مشابه و پایه نگهدارنده مشترک داشته باشد، هدف سیستم‏های مبلمان یکپارچه است.
• ویژگیهای چنین سیستمی ضمن ایجاد هماهنگی در اجزای شهر موجب کاهش مصرف مواد، تقلیل هزینه‏های ساخت و کاهش ابعاد میشود.
• تعریف پایه یا ستونی واحد که مورد استفاده روشنایی و اسامی خیابان‏، علایم و زباله‏دان و غیره باشد میتواند از تکثیر جزئیات اضافی بسیاری در خیابان بکاهد. در حالی که هم اکنون هر سازمانی برای خود پایه‏ای تعبیه میکند و فقط از قسمت محدودی از آن بهره‏ می‏جوید ضمن آنکه اتصالات نگهدارنده خاص خود و دهها ماده و رنگ ناهمگون دیگر را نیز به آن اضافه می‏کند.
• یکپارچه سازی و اشتراک مداری در چنین مواردی نه تنها موجب هماهنگی بصری میشود بلکه به هویت منطقه‏ای و شهری هم کمک میکند.
• نکته ظریف در این میان وجه تمایز سیستم‏های یکپارچه با سیستم‏های چند منظوره است.
• در یک سیستم چند منظوره،‌محصول از ابتدا به این قصد طراحی میشود و احتمال دگرگونی در سیما و پیکره آن زیاد است.
• اما در مبلمان یکپارچه لزوماً چنین هدفی دنبال نمی‏شود. بلکه اجزاء و عناصر مورد نظر در صورت تطابق و حفظ پیوستگی ظاهری با عنصر ثابتی یکپارچه می‏شوند.
توجه به هویت مکان
با رشد شهرها و حومه‏ها، گرایشی افراطی در یک شکل کردن چهره شهری به وجود آمده است، به گونه‏ای که اغلب تفاوت کمی در روحیه مبلمان نقاط مختلف شهر یا حتی گاهی میان چند کشور دیده میشود. حال آن که هنوز هم جذاب‏ترین و به یاد ماندنی‏ترین محله‏ها آنهایی هستند که با شکل و شمایل ویژه و مختص به خود در خاطره‏ها جای می‏گیرند و شاید از همین روست که در کوششهای جدید برای نوسازی و ساماندهی شهرها به این خصوصیات توجه بسیار میشود.
• از دیدگاه طراحان، انتخاب و طراحی مناسب مبلمان شهری، حفظ هویت مکان و نمود بیشتر آن را ممکن می‏سازد. این برخورد در احیای مناطق تاریخی و سنتی بسیار موثر است
• اگر دخالت در شهر به تزیینات سطحی محدود نشود ، باید میان بافت اجتماعی و فضای شهر توازنی ایجاد کرد.
• آنگاه که بافت اجتماعی مکانی تثبیت شده و در میان ساکنانش مفهوم شهر نشینی، ریشه‏ای عمیق دواند، میتوان به ساختارهایی مکمل در سیما و منظر آن پرداخت و شرایط را برای حفظ محیط و رفاه اهالی‏اش مهیا کرد.
• به اتکای همین بافت اجتماعی تثبیت شده و ریشه‏دار میتوان در مدت زمانی کافی و با روشی پویا، خیابانهای محله و شهر را به گونه‏ای مجهز کرد که بازتاب فرهنگ آن باشد.

رنگ در محیط

گفتنی در مورد انتخاب رنگ مناسب برای مبلمان شهر، بسیار است. رنگ پیش از بافت، فرم و مواد مصرفی دریافت میشود و به همین دلیل اثرش بیشتر است. ولی در این میان آنچه که ضروری است، حرکت منسجم تمامی عناصر یک طرح به سوی هماهنگی با محیط است.

• رنگ باید جزئی از کل فرض شود، کلی که به سوی وحدت و یکانگی رو دارد.
• همچنین عامل دیگر، در گزینش رنگ، کاربرد محصول است. رنگ نباید برای دوره‏ای کوتاه و تنها به قصد جلب نظر رهگذاران به کار رود. به طور مثال ، ممکن است گزینش زباله‏دان‏هایی به رنگ زرد روشن در ابتدا حتی با محیط هم هماهنگ باشد و انتخاب جالب وجسورانه‏ای به نظر برسد، اما به طور یقین بعد از شش ماه که زباله‏دان بارها از آدامس‏های جویده، کاغذهای چسبناک شکلات و از این قبیل خوراکیها پر و خالی شد و لکه‏های مختلف رنگی گرد تا گرد آن را فرا گرفت، در آن انتخاب تجدید نظر میشود. در این باره برخی معتقدند که وجود رنگهای روشن بر پیکر مبلمان شهر در بسیاری موارد باعث تشخیص سریع آنها از محیط میشود و کیفیت و کمیت استفاده از آنها را افزایش میدهد. این تفکری است که بسیاری را به گمراهی کشانده است. شهروند وظیفه‏شناس و مسئوولی که تکلیف خود را دربرابر محیط زندگی خویش می‏داند، رنگ برایش تعیین کننده نیست. در عوض حتی با برجسته‏ترین رنگها و ترفندهای رنگارنگ نیز نمی‏توان از پرتاب زباله توسط آن که مقید به چیزی نیست در میان سبزه‏ها، خیابان و پیاده رو جلوگیری کرد. شاید یکی از راه‏های برخورد با این معضل، اجرای قوانین موثرتر و ترویج فرهنگ شهرنشینی باشد، به جای پیش افتاده‎‏ترین راه، یعنی تنوع رنگ محصول.
• در کنار رنگ عناصر، خود فضا نیز قابلیت‏های بالایی برای ترکیب‏های رنگی دارد.
• تشخیص یک رنگ در محیط به عواملی از جمله زمان دیدن، رنگ زمینه،‌رنگهای ثابت و منابع نور طبیعی و مصنوعی بستگی دارد.
• قرمز و نارنجی رنگهایی هستند که بیش از همه جلو می‏آیند و به اصطلاح پیش‏آمدگی دارند. پرتوهای ساطع شده از این رنگها بر تمرکز عدسی چشم تاثیر می‏گذارند و در شخص دوربینی ایجاد می‏کنند.
• رنگهای سبز و آبی، بر عکس چشم را نزدیک بین می‏کنند، چرا که این دو رنگ به عقب رفتن و عمیق شدن تمایل دارند. زرد و ارغوانی در این خصوص خنثی هستند، نه پیش می‏آیند و نه عقب می‏نشینند.
• به طور کلی رنگهای گرم (قرمز، صورتی، زرد و نارنجی) در نخستین سالهای زندگی انسان برای وی بسیار مهم هستند. در حالی که در دوران بلوغ، آبی، قرمز و سبز غالب هستند.
• برای چیدمان‏هایی جسورانه و پویا، محیط‏های روشن، بهترین هستند و رنگهای اصلی و غنی در چنین فضاهای درخشانی، بیشتر رایجند.
• برای محل‏هایی که کارهای فیزیکی و فکری در آن جا انجام میشود، رنگهای عمیق و ملایم، انتخاب‏های بهینه هستند. از تونالیته بیشتر باید در مناطق معتدل استفاده کرد. در مناطق استوایی، این تدبیر توفیقی به دنبال نخواهد داشت.
• سفید خیره کننده است وبه سادگی کثیف میشود. رنگ بسیار سفید برای سطوح نباید به کاررود.
• خاکستری با هر رنگی هماهنگی دارد. رنگهایی با رنگمایه کم برای محیط‏های فعال و پر جنب و جوش مناسب ترند. رنگهای قوی‏تر به منظور تاکید و بر انگیختن به کار میروند.
• میان ۱۶ تا ۳۵ سالگی، رنگها دربهترین و دقیق‏ترین وضع خود درک میشوند. خردسالان و سالخوردگان مهارت کمتری در تفکیک و تشخیص رنگها دارند و برای سنین بالای ۵۵، سرعت تفکیک رنگها رو به وخامت می‏گذارد.
• چنانکه در جامعه مورد نظر طراح،‌حدود سنی استفاده کنندگان در دست است، نکات یاد شده باید در نظر گرفته شوند.
• توجه به شرایط اقلیمی منطقه مورد نظر برای طراحی و درک رنگهای غالب ، در گزینش رنگ بسیار موثر است . برخی از مبلمان شهری مانند کیوسک تلفن و صندوق پست از استانداردهایی برای رنگ پیروی می‏کنند که رعایت آنها الزامی است.

بر این اساس اگر طراح قصد دارد محصول را از محیط پیرامونش جدا سازد یا در آن ادغام کند، می‏تواند از برخی پیشنهادهای این قسمت استفاده کند. در نهایت بهترین شیوه‏ای که طراحان را از سنگینی گزینش رنگ مبلمان اندکی رها می‏سازد، ارائه چند نمونه رنگ است تا با عنایت به محیط استفاده، هماهنگ ترین آنها برگزیده شود.

عملکرد رنگ در طراحی مبلمان شهری
با وجود اینکه در بخش تئوری رنگ تحقیقات زیادی انجام شده اما به جنبه‏های کاربردی آن در طراحی تجهیزات شهری، توجه چندانی نشده است. در اینجا ما به عملکردهای اصلی رنگ در طراحی اشاره می‏کنیم.
۱-عملکرد ساختاری رنگ
۲-عملکرد ارگونومیکی رنگ

۱-عملکرد ساختاری رنگ
عملکرد ساختاری رنگ، آن دسته از توانائیهای رنگ است که به شناخت محصول کمک میکند. بر طبق این تعریف رنگ ابزاری است قابل کنترل و پیش بینی، که ساختمان یک محصول را تحت تاثیر قرار میدهد.
بعضی‏ها عملکرد ساختاری رنگ را توانایی بیان فرم و تفکیک سطوح تعریف کرده‏اند و این در حالی است که تعریف دیگری هم بدین شرح ارائه شده است: عملکرد ساختاری رنگ، توانائی تاکید بر ساختار سه بعدی اشیاء یا توانایی تصحیح تناسب ناموزون از طریق تغییر فرم و جابجایی کانون توجه در محصول است.
احساسهای بصری را که میتوان از طریق عملکرد ساختاری رنگ بدست آورد عبارتند از :
الف: کانون توجه :
با ترکیب بندی رنگ ها به گونه‏ای که رنگ مورد نظر، خود را از زمینه‏‎ای که در آن قرار دارد جدا سازد، میتوان توجه افراد را به سمت آن محصول هدایت کرد. این مهم با استفاده از رنگ‏ها قوی و روشن (زنده) که با محیط اطراف خود کنتراست ایجاد میکنند تحقق می‏یابد. اگر زمینه نیز دارای رنگ‏های روشن و قوی باشد باید چاره دیگری جست. در این مورد استفاده از نوارهای رنگی فلورسنت یا حتی ایجاد کنتراست سیاه و سفید توصیه میشود. همواره باید بخاطر داشت که کلید کانون توجه ایجاد کنتراست است.
ب : تفریق و تجمع:
با بکارگیری مناسب رنگ‏ها، میتوان قطعات مجزای یک محصول را به گونه‏ای رنگ‏آمیزی کرد که از نظر بصری محصول فرمی واحد را القاء کند. یا برعکس قطعات بیش از آنچه که هستند، مجزا از یکدیگر به نظر برسند. این موارد در القای مفاهیم «سادگی» و «پیچیدگی» محصول تاثیر بسزایی دارد یکی از مفیدترین روشهایی که برای تفرق سطوح (القای تعدد قطعات و در نتیجه پیچیدگی محصول) و همچنین تجمع سطوح (القای یکپارچگی قطعات و در نتیجه سادگی محصول) کاربرد دارد، به ترتیب، قوت بخشیدن و ضعیف کردن خط مرزی بین دو سطح رنگی است با قوت بخشیدن به حد فاصل بین دو سطح به تفریق سطوح (پیچیدگی محصول) و یا ضعیف کردن حدفاصل بین دو سطح، به تجمع (سادگی محصول) میرسیم.
ج: تناسب و تعیین وضع:
تناسب بصری یک محصول را میتوان با تجزیه بصری محصول به سطوح رنگی تغییر داد. در مورد تعیین چگونگی قرارگیری محصول نیز همین اصل صادق است. یعنی میتوان با یک سطح رنگی، حس عودی یا افقی بودن محصول را القاء کرد. با طرحهای رنگی میتوان از نظر بصری، فرم را تغییر داد. این مورد در تکنیکهای استتار کاربرد فراوان دارد.

۲-عملکرد ارگونومیکی رنگ:
عملکردها ارگونومیکی رنگ با ملاکهایی همچون دستیابی به ایمنی، شرایط دید خوب دوام و بقای ظاهر محصول و توجه به ماهیت کالا مورد ارزیابی قرار می‏گیرد. به نظر میرسدکه عملکرد ساختاری رنگ، عملکرد ارگونومیکی آن را نیز شامل میشود اما واقعیت این است که تاثیرات ساختاری رنگ برای دستیابی به اهداف ارگونومیکی مورد استفاده قرار می‏گیرد.
عملکرد ارگونومیکی رنگ در مطالعات بسیاری مورد تحقیق قرار گرفته است همچنین رنگ بعنوان یک ابزار کاهش کنتراست روشنی بین یک منبع نوری و محیط اطراف آن، مورد مطالعه قرار گرفته است از رنگ میتوان بعنوان یک ابزار کنترل و توزیع یکنواخت نور در یک اتاق بهره جست. جنبه‏های مطرح در عملکرد ارگونومیکی رنگ عبارتند از :
الف: ایمنی:
ایمنی را میتوان انتخاب صحیح رنگ، به منظور افزایش قابلیت دیده شدن اجزایی که پنانسیل خطر دارند، فراهم کرد . با قرار دادن اجزای متحرک و خطرناک در کانون توجه (بوسیله رنگ‏‎های روشن و زنده) این امر تحقق پیدا میکند، به گونه‏ای که همواره این قطعات با محیط اطراف خود کنتراست ایجاد کنند.
ب –قابلیت دیده شدن:
در کارهای ظریف که شناسایی و تشخیص دقیقی را می‏طلبد، کنتراست روشنایی در سطح کار باید به حداکثر میزان خود برسد و در محیط اطراف سطح کار به حداقل این میزان مثلاً در مورد مطالعه یک کتاب روی میز، لازم است که در سطح کتاب، بیشترین کنتراست را داشته باشیم اما این کنتراست بین صفحات کتاب و سطح میز باید به حداقل برسد. به همین دلیل میزها باید دارای سطح نسبتاً روشنی باشند. در شرایطی که تجهیزات دقیق، به اپراتور نیاز دارند، قابلیت دیده شدن کنترل‏ها را میتوان با کدبندی استاندارد شده رنگی افزایش داد. کدهای رنگی استاندارد در تمیز دادن و تشخیص عملکردهای متفاوت یک مجموعه نقش بسیار موثری دارند و راهنمای مفیدی در سوار و پیاده کردن قطعات یک مجموعه محسبوب میشوند.
ج-دوام و بقای ظاهر محصول:
اکثر کالاها در معرض عوامل آلوده کننده بسیار قرار دادند و این در حالی است که شرایط جوی (آب و هوایی) نیز در ظاهر آن بی تاثیر نیستند. ظاهر محصول در اثر تماس با این آلوده کننده‏ها نظیر روغن، گریس و مواد ساینده، کثیف و خراب میشود. چنانچه نتوان از آلوده شدن کالاها بوسیله این عوامل جلوگیری کرد، سه استراتژی در انتخاب رنگ این کالاها وجود دارد که با گزینش صحیح میتوان تا حد زیادی تاثیرات این عوامل آلوده کننده را کاهش داد.
این سه روش عبارتند از :
• رنگی انتخاب کنیم که با رنگ عوامل آلوده کننده سازگار باشد. در اینجا هدف این است که ظاهر کالا، مستعمل به نظر نرسد.
• رنگی را انتخاب کنیم که حتی اگر با عوامل آلوده کثیف شد، ظاهر آن همچنان مورد پذیرش باشد در اینجا میتوان از رنگ‏های خاکستری و سبز تیره استفاده کرد.
• رنگی را انتخاب کنیم که با کوچکترین آلودگی، ظاهری ناخوشایند پیدا کند تا استفاده کننده را وادار سازد که آن را تمیز کند یا مراقبت بیشتری در نگهداری کالای خود اعمال نماید.
به یاد داشته باشید که تنها شرایط تعمیر و نگهداری کالا در تعیین رنگ محصول دخیل نیستند بلکه عواملی مانند آسیبهای احتمالی حین حمل و نقل، جابجاییها، یا زمانی که کالا در انتظار فروش است. تماماً از جمله عواملی هستند که در گزینش رنگ کالا باید مورد توجه قرارگیرند.
د-هویت و شناسایی :
گروهی از رنگها تنها با بعضی از محصولات همراه هستند یا به عبارت واضح‏تر بعضی از رنگها بصورت استاندارد شده مختص کالاها و محصولات خاصی هستند. بنابر دلایل تجاری این امر برای شناسایی سریع و هویت بخشیدن به این دسته از کالاها الزامی است بعنوان مثال بعنوان از رنگ کیوسکهای تلفن یاد کرد.
هـ- سازگاری:
رنگ یک محصول باید با محیط فراگیرنده آن سازگار باشد در پاره‏ای از موارد، این امر بدان مفهوم است که محصول در محیط اطراف خود حل شود و جزئی از بافت فضای اطراف خود به حساب آید. بعنوان مثال میتوانیم از ایستگاههای فرعی برق یاد کنیم و در پاره‏ای دیگر، منظور این است که محصول به طور کامل و مشخص، از محیط اطرافش قابل تفکیک باشد باید توجه کرد که تمایل عومی در رنگ‏آمیزی محصولات بسیار مرغوب به سمت رنگ‏های روشن و در تاسیسات تولیدی مدرن به سمت تنوع رنگ است چه در بعد معماری و چه در بعد تجهیزات فنی.
برای انتخاب رنگ محصول، کم و کیف محلی که محصول درآنجا مورد استفاده قرار می‏گیرد (از نظر رنگ، درجه حرارات، نورپردازی و شرایط آب و هوایی) نیز مطرح است. رنگ‏های روشن که با ارزش رنگی بالا در سیستم رنگی ما نسل تعریف میشوند نور و گرما را منعکس می‏کنند، در حالی که رنگ‏های تیره عامل جذب اینها هستند. بعنوان یک نکته راهنما باید یادآور شد که از انعکاس شدید نور روی سطوح محصولات اجتناب شود چرا که این انعکاس موجب بر هم زدن راحتی و راندمان کاری اپراتور دستگاه میشود.
و- تعمیر و نگهداری
بسیاری از جنبه‏های مطرح کاربرد رنگ و تاثیر آن در تعمیر و نگهداری، همان جنبه‏هایی هستند که در عملکرد روزانه تجهیزات، با آنها مواجه می‏شویم با استفاده از کدبندی رنگ، میتوان عملکرد خاصی برای قطعات تعریف کرد یا اینکه نحوه باز و بسته کردن یک محصول را کنترل کرد در بکارگیری رنگ باید همواره به خاطر داشت که بخشی از افراد و جامعه کسانی هستند که دارای سطوح متفاوتی کور رنگی میباشند و اکثر افراد این گروه را مردان تشکیل میدهند بنابر این در طراحی کدهای رنگی علاوه بر وجه تمایز در رنگ باید در الگو و فرم آنها نیز تفاوتهایی را قایل شد. در مورد قطعات حساس و مهم علاوه بر اینها طراحی قطعه نیز باید به گونه‏ای باشد که امکان اشتباه بسته شدن یا اشتباه عمل کردن آنها وجود نداشته باشد.
تئوری طراحی محصول که تئوری رنگ را نیز در بر دارد شدیداً تحت تاثیر عملکرد گرایی یا فونکسیونالیسم قرارگرفته است جمله معروف «فرم تابع عملکرد است» منصوب به سولیوان معمار است این نظریه برای عینیت بخشیدن به این مفهوم آمده است که شایستگی یک محصول از نظر زیبایی، بوسیله میزان تناسب ساختاری و عملکردی آن تعیین میگردد در نتیجه چنانچه محصولی بخوبی نظم داده شده باشد،‌زیباتر نیز خواهد بود. بنابر این نظریه نظریه عملکرد گراها برای محصولات مهندسی جذابیت خاصی دارد چرا که در این محصولات عمدتاً راندمان تنها چیزی است که مورد انتظار است اما باید دانست که آیا راندمان زیبایی همانند راندمان عملکردی لزوماً جزیی از عملکرد کل محصول است؟ این ایده که نیازهای زیبایی شناختی تنها از طریق توجه به الزمات یوتیلتیاریانی (یعنی اصالت سودمندی محصولات) ارضا میشوند، همانقدر غیر واقعی است که بگوییم نیاز به مفید بودن محصول با توجه به الزامات زیبایی شناختی آن ارضا خواهد شد.
خلق زیبایی اجتناب ناپذیر است و طراحی تنها بر اساس ملاکهای غیر زیبایی شناختی به مفهوم در غیاب زیبایی طراحی کردن است و این یک واقعیت غیر قابل انکار میباشد. برای درک رنگ، تمیز دو مفهوم از یکدیگر ضرورت دارد: یکی «ماهیت درونی رنگ» و دیگر «مطلوب بودن» و اینکه مطلوب بودن رنگ نتیجه ماهیت درونی آن است. بعنوان مثال شاید اگر محصولی، مردانه و سنگین به نظر برسد، بیشتر از اینکه زنانه و سبک جلوه کند، مورد پسند قرار گیرد. ماهیت درونی رنگ به دو گروه احساسی و ارزشی تقسیم میشود. تاثیرات احساسی رنگ عبارتند از «گرم-سرد» ، «سخت-نرم» ، «سنگین-سبک» ، «قوی و ضیف»،‌و تاثیرات ارزشی رنگ عبارتند از گران-ارزان، ظریف-زمخت، مردان-زنانه، مدپذیر-بدون مد.
تجربه ثابت کرده است که ماهیت درونی احساسی رنگ محسوس‏تر و ملموس‏تر از ماهیت درونی ارزشی آن میباشد و مردم توافق نظر بیشتری روی آن دارند. بعنوان مثال میتوان به رنگ‏های قرمز، نارنجی و زرد اشاره کرد که گرمتر از رنگ‏های سبز و آبی به نظر میرسند و مردم با ملیتهای گوناگون نظرهای مشابهی نسبت به آن دارند.
بعنوان مثال این رنگ‏ها در نظر انگلیسی‏ها و امریکایی‏ها همانگونه هستند که در نظر سوئدهای ژاپنی همچنین رنگ‏هایی با ارزش رنگی بالا در سیستم مانسل رنگ‏های روشن در وزن سبکتر، بزرگتر از رنگ‏هایی با ارزش رنگی پایین در سیستم ما نسل رنگ‏های تیره به نظر میرسند.
پاره‏ایی از ماهیتهای درونی رنگ نیز، مورد پذیرش همگان است، مثل ارتباط بین رنگ‏های و مفاهیمی چون، مردانگی، زنانگی و … به عنوان مثال ارتباط رنگ قرمز با تهاجم و مردانگی که در مقابل رنگ صورتی و ارتباط آن با نرمی و زنانگی قرار می‏گیرد . آبی با آرامش، نارنجی و زرد با شادی و گرمی، سبز با رشد و شکوفایی، سفید با خلوص و پاکی و … شناخته میشود. در انتخاب رنگ ارتباطی باریک و ظریف است و از فرهنگی به فرهنگ دیگر تغییر می‏کند در مورد مفاهیم درونی رنگ، بویژه بخش مفاهیم احساسی آن، افراد تاثیرات جزئی‏تری را نیز استخراج می‏کنند. تاثیراتی که در بیان شکل، بافت و هویت شیی موثر است بنابر این میتوان از این ویژگی مهم رنگ در ارائه هویتی خاص به محصول سودجست و به عبارت دیگر یک محصول را میتوان با استفاده از رنگ، از نظر احساسی بصری، گرمتر در حرارت، سبکتر در وزن و حتی کوچکتر در ابعاد جلوه دارد. با این وجود دستیابی به این اهداف بسیار مشکل است متاسفانه تحقیقات کمی در باره ماهیت‏های درونی رنگ صورت پذیرفته است.
در شرایطی که اطلاعات دقیقی در باره ماهیت درونی رنگ وجود ندارد. طراحان مجبورند به برداشتهای شخصی خویش اعتماد کنند، مگر اینکه در سیاستهای طراحی محصول، زمان و بودجه‏ای برای تحقیق این ماهیتها در باره آن محصول خاص، در نظر گرفته شده باشد. در هر صورت اگر به عنوان یک طراح مجبور هستید بر اساس برداشتهای شخصی، رنگی را برای محصول انتخاب کنید، حتماً قضاوتهای خود را با محک نظریات دیگران بسنجید و ایده آل این سنجش آن است که به توسط خریداران بالقون کالا صورت پذیرد.
توانایی دید قابلیت‏ها و مقررات رنگ
توانای دید رنگها
رنگهای اپک به راحتی در فواصل دور در یک زمینه سفید دیده می‏شوند:
۱-زرد بیشترین درخشانی و بینائی را برای بزرگترین مسافتها داراست.
۲-نارنجی و قرمز-نارنجی بیشترین دقت (توجه) را داراست.
۳-آبی نشانه تیرگی و ابهام است.
تعداد کمی از نورهای رنگی پر رنگ نزدیک آستانه دید، آسانتر از دیگران شناخته میشوند:
۱-قرمز، سبز و تعدادی از نورهای آبی آسانترین شناخت را دارا هستند.
۲-سپس نور سفید آسانترین شناخت را داراست.
۳-نورهای زرد و نارنجی کمترین شناخت را دارا هستند.
تعداددی از نورهای رنگی از فاصله دور مشکل تشخیص داده میشوند:
۱-نورهای آبی و سبز در فواصل دور، از یکدیگر غیر قابل تشخیص هستند.
۲-نورهای زرد و نارنجی در فواصل دور، از همدیگر غیر قابل تشخیص هستند.
مبلمان شهری
قسمت پایانی

ایستگاه اطلاع رسانی مکانیزه شهری :
موضوع: باجه‏ای که در نقاط مخلتف شهر نصب شده و توسط تجهیزات و اپراتور مربوطه وظیفه راهنمایی و اطلاع رسانی به شهروندان و مسافرین را بر عهده دارد.
بخش عمده‏ای از ترافیک تهران طبق مطالعات انجام شده به دلیل ناآشنایی شهروندان نسبت به چگونگی رسیدن به مقصدهای مورد نظر است که امیدواریم با راه اندازی کیوسکهای اطلاع رسانی این مشکل حل شود.

بسیاری از همشهریان به علت گستردگی شهر ، نشناختن مسیرهای جایگزین، ناآشنایی با محل استقرار ادارات دولتی، مراکز خرید و خدمات رسانی موجب ترافیک سرگردان و دامن زدن به این معضل می‏شوند.
هدف از اجرای پروژه کیوسک اطلاع رسانی مکانیزه این است که با ارایه اطلاعات دقیق توسط شبکه اینترنت و امکان برقراری تماس مستقیم تلفن یا مراجعه حضوری اشخاص ویژه مسافرینی که وارد تهران می‏شوند از میزان سفرهای غیرضروری و ترافیک سرگردان کاسته و از این طریق نه تنها حجم ترافیک شهر را کاهش دهد بلکه موجب صرفه جویی در وقت شهروندان نیز گردد. یکی دیگر از اهداف این طرح دستیابی به استانداردهای روز مدیریت شهری است که در کلان شهرهای پیشرفته شاهد تحقق آن هستیم.
مشکلات: (وضعیت موجود)
• در حال حاضر عملاً نمونه کارآمد و مناسبی وجود ندارد، در دو مرحله ایستگاه اطلاع رسانی مکانیزه توسط شهرداری در پارکهای لاله و دانشجو استفاده شد که بدلیل موفق نبودن طرح، ایستگاه‏های فوق جمع‏آوری و یا تغییر کاربردی داده شدند.
• شمار اندک ایستگاهها نسبت به مساحت و رشد جمعیت تهران
• مکانیابی نادرست، بدون در نظر گیری با گلوگاههای تراکم جمعیت
• نقاط راهبردی پرجمعیت (تفریگاهها، نقاط تجاری، اداری، درمانی)
• مبادی ورودی کلانشهر تهران (بزرگراه‏های ورودی، ترمینالهای مسافربری، فرودگاه، ایستگاه راه آهن، پارک سوارها، ایستگاههای مترو …..)
• ساختار پیکره نمونه ‏های موجود با مضمون (خدمات تعریف شده) هیچ تناسبی ندارند (از جهت عملکرد، زیباشناختی و روانشناختی، و تاثیرات آن در ناخودآگاه مخاطب)
• شمایل و مشخصات ظاهری کیوسکها و دکه‏های موجود، احتمال و اطمینان دسترسی به اطلاعات را پیشاپیش در ذهن مراجعه کننده به حداقل میرساند.
• طراحی نادرست که اساسی ترین نیاز اطلاع رسانی را نادیده گرفته است (کاربری راحت برای استفاده کنندگان)
• عدم برخورداری مجموع از خدمات ارتباطی (تلفن، فکس، اینترنت)

اهداف طرح:
• دستیابی سریع و صحیح به اطلاعات برای شهروندان/گردشگران/توریست‏ها
• دسترسی به اطلاعات بدون واسطه.
• کاهش آن بخش از تردد و ترافیک (غیر ضروری و کاذب) که ناشی از اطلاعات نادرست یا سر در گمی است.
• کمک به گردشگران و توریست‏ها (بطور کلی جمعیت ورودی ناآشنا) در مبادی ورودی نا آشنا) در مبادی ورودی شهر/گلوگاههای حساس و راهبردی تراکم جمعیت، تفریگاهها/نقاط تجاری
• ایجاد و ارتقای سطح کیفی اطلاع رسانی شهری و نزدیک نمودن آن به معیارهای جهانی.
• هماهنگی با دیگر اجزاء مجموعه مبلمان شهری
• ایجاد امکانات مجموع اطلاع رسانی و رفع کلیه نیازهای اطلاع رسانی مراجعه کنندگان و در نهایت افزایش میزان امنیت روانی در جامعه
• توجه به تاثیر زیبایی شناختی آن در محیط شهری.

• صورت مسئله موضوع پروژه:

• دستیابی به مولفه‏ها و شاخصهایی که طراح بر پایه آنها به ایده‏پردازی و در نهایت به طراحی فضایی جهت اطلاع رسانی به شهروندان با دارا بودن ویژگیهایی مورد نیاز بپردازد.
• بررسی نیازها:
• نیاز شهروندان/گردشگران /توریست‏ها:
• دستیابی آسان /با واسطه/مطمئن به اطلاعات جهت راهیابی به مسیرهای مورد نیاز در محیط شهری. (بعد کیفی)
• برخورداری ایستگاه از مجموع اطلاعات مورد نیاز و ضروری شهروندان و گردشگران (بعد کمی)
• ارائه اطلاعات به دو زبان فارسی و انگلیسی و احتمالاً زبان خارجی دوم (فرانسه یا آلمانی)
• توجه به سازگاری مجموعه محیط زیست از تمامی جنبه‏ها
• توجه به تاثیر زیبایی شناختی آن در محیط شهر
• مکان یابی صحیح در ایجاد و نصب ایستگاهها در مکانهای راهبردی و متراکم جمعیت
• به روز بودن اطلاعات و خدمات همگام با تغییرات جامع شهری.
نیاز سازمان‏های متولی (شهرداری/زیباسازی)
• ایجاد امنیت روانی برای شهروندان /گردشگران/توریست‏ها و میهمانان خارجی.
• کاهش آن بخش از تردد و ترافیک غیرضروری و کاذب که ناشی از نبود اطلاعات یا اطلاعات نادرست است.
• ارتقای سطح ساماندهی شهری از بعد اطلاع رسانی شهری، زیباسازی محیط ش